آپرويز
2005/03/27
  غردوني
سرفه هاي خشک امانم را که بريد مجبور شدم زنگ به زنم به دکتري که فريد بهم معرفي اش کرده بود. شهر قدس يا همان قلعه حسن خان خودمون! منشي شون فرمودن که تا ساعت 9 شب ايشون هستند. من هم با خيال راحت و تني مريض که الانتو مطب دارن گل يا پوچ بازي مي کنند گازيدم به سمت قلعه حسن خان و بالاخره رفتم تو مطب! زهي خيال باطل . . بايستي وقت قبلي داشت و به هيچ وجه امکان ويزيت وجود نداره! نشستم و سرفه ها آمد سراغم . . منشي بي سوال و جواب و بدون نوبت فرستاد داخل! اورژانسي بودنم براش ثابت شد. اما چه دکتري! دکتر پور فهيمي جواني خوش برخورد که برخلاف ساير اطبا مريض رو معاينه مي کنه! از فشار و تب و ضربان قلب تا ريه و گوش و حلق و بيني! بعد هم يک نسخه و آدرس مطب تهران و خداحافظ
داروهايي که تجويز کزده اند به شدت خواب آور هستند. براي همين امروز همه اش گيج و منگ بودم! مثل اين همشهري مان! رفتم بانک مسکن و نشسته ام تا نوبتم بشه يک چک را نقد کنم. بعد از 45 دقيقه صندوقدار مي فرمايند بايستي تشريف ببريد بانک ملت! اين جا بانک مسکنه! دمغ شدم آي دمغ هااا! يه چيزي ميگم يه چيزي مي شنوين! رفتم سراغ بانک ملت! عجب خلوته! پارک و بدو بدو . . زهي خيال باطل . . اين گيج بازي دست از سر ما بر نمي داره! بانک سالهاست که تعطيله و فقط تابلوش مونده! دوباره سراغ بعدي . . ساعت يک و بيت و پنج دقيقه ميرم تو و در عرض 45 ثانيه با پول نقد ميام بيرون . . . بعدش اومدم خونه و تا الان خوابيدم و وبگردي کردم . .خوابيدم و وبگردي و و خلاصه امروز هم به پايان رسيد
 
Comments: Post a Comment

<< Home
Parviz Zahed Daily Note's روزنوشته هاي شخصي پرويز زاهد

Name:
Location: Tehran, Iran
ARCHIVES
March 2002 / April 2002 / May 2002 / June 2002 / July 2002 / August 2002 / April 2004 / May 2004 / July 2004 / March 2005 /


Powered by Blogger